
امروزه اهميت مطالعه اعتقادات مذهبي درسلامت رواني افراد جامعه برهمگان آشکار است مذهب يکي ازنهاده هايي است که دراکثرجوامع بشري چه درزمان هاي تاريخي وچه در زمانهاي معاصرجزء نهادهاي اساسي درشکل گيري شخصيت افرادبوده است
چکیده : -------------------------------------------------------------------------مقاله حاضرکه به صورت کتابخانه اي انجام پذيرفته است ، ضمن تعريف اعتقادات مذهبي و بهداشت رواني به تاثير ارکان دين درسلامت رواني انسان پرداخته است .
بدون شک سلامت افرادجامعه اهميت بسزايي دارد . جوامع انساني بدون حفظ سلامت ورعايت بهداشت نمي توانند بقا واستمرارخودراحفظ کنند .لذا توجه به مشکلات روانشناختي ،عاطفي ،مشکلات زندگي اجتماعي ، مشکلات اقتصادي و... امر مهمي است و توجه فزاينده اي رامي طلبد.
هرفردي دردوران عمرخود تحت تاثيرفشارهاومشکلاتي قرارمي گيردکه مجموعه اين شرايط باعث مي گردد تا درفرددرگيري ذهني ايجادنموده وبه احتمال زيادکيفيت عملکردش راکاهش مي دهد .
براي جلوگبري ازچنين وضع نامطلوبي شناسايي عوامل مرتبط بااين پديده بسيارضروري خواهد بود .
به طور کلي پزوهشهاي متعددي نشان داده است که داشتن اعتقادات مذهبي سبب کاهش استفاده افرادازموادمخدروبزهکاري بوده ،زيراشرکت درمراسم مذهبي وانجام تکاليف ديني ازجمله نماز ودعا وخواندن قرآن مي تواندعوامل بازدارنده باشند.
ازطرفي ديگر تحقيقات نشان داده که مذهب مهمترين عامل ثبات وپايداري ازدواج درخانواده هابوده ، زيراافرادمذهبي ازروي ناچاري باهم زندگي نمي کنند وپايداربودن کانون خانوادگي وکاهش طلاق خودعامل مهمي دربهداشت رواني خانواده به شمار مي رود.
ازطرف ديگرمداخلات مذهبي عامل موثري درکاهش اضطرابهاي ناشي ازفشارهاي مکررزندگي ودرنتيجه منجربه اصلاح عملکردرواني وباعث پايين آمدن نشانه هاي مرضي رواني درافرادمي گردد .
لذادين وقرآن دولنگرقوي براي بسياري ازبيماران درطول بحرانهاي عاطفي مي باشدومي توانددرحفظ ادامه سلامت روان بسيارباارزش ويابراي بعضي ازبيماران بعنوان کمک دررهايي ازاضطراب باشد وياشرکت درمراسم هاي مذهبي روحيه واعتمادبه نفس خودراافزايش دهند.
کليدواژه :بهداشت روان ،انتظار ، دعا ،نماز
تاثيرارکان دين وقرآن درسلامت رواني انسان وخانواده-------------------------------------------------------------------------------------------------------------دراين صحنه پرغوغاي زندگي ،هزارگونه نگراني وناکامي وجوددارد.انسان دراين درياي متلاطم وطولاني پناه گاهي جستجومي کند که درمشکلات به اوپناه بردوازوي استمدادجويد ،به ياداو دلخوش باشد وبه اميد اوزنده بماند . اين پناهگاه چه کسي جزخدامي تواندباشد،خدايي که تمام مشکلات دربرابرقدرت وتوانايي اوسهل وآسان است ،خدايي که نطفه بي ارزش راجان مي بخشدوبه اونيروي فوق العاده مي دهدتاباکمک بال وپرعلم به فضاپروازکندوآثارعظمت اودرهمه جاببيند.
آري ياداوست که دل راآرامش وجان رانوروصفامي دهدوتيرگي هاي ياس ونگراني راازدل مي زدايد،همانطورکه قرآن مجيد،کتاب بزرگ آسماني ما مي گويد :الابذکرالله تطمئن القلوب .
بسيارمي شود که درجريان حوادث زندگي همه چيزراجزخودومنافع شخصي فراموش مي کنيم ،اين غفلت وفراموشکاري دشمن سعادت ماست . اگرپرده هاي غفلت وبي خبري چراغ پرفروغ عقل وايمان مارانپوشاند ، هيچگاه دست به جنايت ،خيانت ،تعدي ،ستم وسايرگناهان درازنمي کنيم وگاهي آثارشوم يک لحظه غفلت دريک عمر هم جبران پذير نيست .
چيست که مي تواند اين پرده هاي غفلت را پاره کند وماراازچنگال اين بلاي بزرگ رهايي بخشد ؟
اين ارکان دين وکتاب بزرگ آسماني ما يعني قرآن است که مي تواند چنين خدمت بزرگي را به مابکند ، تيرگي دل رابزدايد ومارامتوجه مبداسازدکه درهمه حال ازکارهاي ماحتي ،گردش چشم هاوانديشه هايي که ازمغزمي گذرد،آگاه است.
درمکتب انسان سازاسلام معيارسلامت روان مترادف بامفهوم رشداست .رشدبه معناي قائم بودن به خود،هدايت،نجات وصلاح وکمال مي باشد. بدين جهت دربحث بهداشت روان عوامل رشددهنده يابازدارنده رشدافرادازاهميت ويژه اي برخورداراست ،ازآنجاکه جسم وروان ابعادي ازتماميت وجودانسان است.
بهداشت رواني همانندبهداشت جسماني کاربرددانش براي بهبودوضعيت سلامت جسم وروان واقدام اساسي جهت پيشگيري ازهرنوع اختلال وتلاش درجهت اقدام سريع درهنگام بروزاختلال است ،بنابراين هيچ وسيله اي مستحکم ترودائمي تراز ارکان دين وکتاب بزرگ آسماني ما يعني قرآن براي تامين سلامت روان نيست.
ارکان دين وکتاب بزرگ آسماني ما يعني قرآن زينت بزم عارفاني است که ازبيگانه دست شسته اندوبادوست پيمان پاکي بسته اندودرسايه سارآن مي توان ازکمند شيطان وعصيان رهيدوبه رضوان الهي رسيدوروحي سالم داشت .
بيان مساله
الابذکرالله تطمئن القلوب
بهداشت روان عبارت است ازسازگاري فردباخود ومحيط واستفاده موفقيت آميز ازتمامي توانايي هاوقابليت هاي خويش ، انسان موجودي است که درسايه لطف ورحمت خداوند مي تواند ازبهداشت روان برخوردارباشد، خدايي که يادوخاطرش آرام بخش روح وجان آدمي است .
ازجمله عواملي که باعث مي شود انسان به بهداشت روان برسد ارکان دين وکتاب بزرگ آسماني ما يعني قرآن است . کسي که مرتکب گناه مي شود وفکروخاطراومشوش وپريشان مي شود وحتي ازلحاظ روحي دچارمشکل مي شود که اين هيجانات وفشارهاي روحي درزندگي باعث بروز بيماري هاي متعددي درارگانهاي مختلف بدن مي شود ولازم است به هرنحوي ازآنهاپيشگيري به عمل آيد.
يکي ازراههاي پيشگيري ارتباط باخدامي باشد که اين ارتباط باعث مي شود که درجه ايمان انسان بالابرودوقدرت اودرمبارزه باناکامي هاافزايش يافته وخودبه خودازبهداشت وسلامت رواني برخوردارباشد.
افرادي که دچارمشکلات رواني هستندوسازگاري آنهاباخودوحتي محيطشان کمترمي شودچه ازنظرفردي وچه ازنظر اجتماعي مساله ساز هستند.
اگرازديدفردي نگاه کنيم سلامت روان آنهابه خطرافتاده است ودرايجادارتباط باديگران دچار مشکلاتي مي شوند وحتي گاهي اوقات دست به اعمال ناشايستي مي زنند.
اين مساله علاوه براين که براي خودافرادمضراست متوجه جامعه نيز مي شود ومشکلاتي حادتربراي اجتماع بوجود مي آيدوحتي موجب برهم زدن نظم جامعه مي شود که مسائل اقتصادي هم بي تاثيرازاين مشکلات رواني نيستند.
افرادي که دچار مشکلات رواني هستند کارايي لازم راندارندودرواقع ازلحاظ اقتصادي نيزمثمرثمرنيستند. افرادي که سلامت روان خوبي نداشته باشند دربعدسياسي هم نمي توانندکارايي لازم راداشته باشندوحتي براي جامعه خطرسازنيز مي باشند.
حال اگرافرادي که دچار مشکلات رواني مي شوندبه معنويات روي بياورندودرمراسمهاي مذهبي بيشترشرکت کنند وارتباط صميمانه تري باخداوندبرقرارنمايندمطمئناًاين ارتباط درکاهش مشکلات رواني نقش بسزايي داشته ونيزفردسلامت روان بهتري داشته وبه تبع آن دراجتماع حضوربهينه تري خواهد داشت.
هدف اين تحقيق بيشترشامل اين است که مي خواهد نقش ارکان دين وکتاب بزرگ آسماني ما يعني قرآن درسلامت رواني افرادرابررسي کند، زيرامادرجامعه اي زندگي مي کنيم که دين آن اسلام است .
اگرافرادخواهان روان سالم هستندواگرمي خواهند ازفشارهاي مختلف ،دلهره ها،ترسهاي بي مورد،تنشهاي عصبي ،خستگي ها،ناراحتي ها،نااميدي و.... دورباشندباتوجه به فرايض ديني ازاين آسيب هادرامان خواهندبودوبهداشت روان آنهاتاحدودي حفظ خواهدگشت وازبروزاين مشکلات پيشگيري به عمل خواهدآمد.
چراسلامت روان بعضي ازافراد به خطرافتاده است ؟
آيا پايبندي به ارکان دين وکتاب بزرگ آسماني ما يعني قرآن درتامين سلامت روان مي تواند نقش بسزايي داشته باشد؟
اگربه گذشته هاي دور ترنگاه کنيم به بهداشت روان توجه خاصي نشده وبيشترعملکردهامتوجه بهداشت جسم بوده است . ولي ازسال 1907به بعد،اولين انجمن درمان بيماران رواني تاسيس شدودرسال1908موسسه بهداشت رواني تشکيل شد.
اگربايک ديدکلي به جامعه نگاه کنيم مي توان گفت برخي ازافرادجامعه درهرقشروموقعيتي ازلحاظ رواني ، سلامت کامل راندارندوهمين امرموجب شده است که مرکزتوجه اکثرروانشناسان وروان پزشکان روي اين مساله متمرکز شود. بطوري که جلسات وهمايش هاي مکرري درارتباط بااين موضوع برگزارشده است.
تحقيقات انجام شده توسط محققين خصوصاًدررشته هاي روانشناسي باليني وگزارشاتي که ازدادگستري ودادگاه هابدست آمده نشان داده است که اکثرمجرمين وتبهکاران ازلحاظ رواني دچارمشکل بوده اند ومثبت نبودن وضعيت سلامت روان آنهابه دوري ازمعنويات برمي گردد.
دراينجامي توان به کارتحقيقاتي که هرني لنگ روان شناس انگليسي برروي بيش ازده هزارانسان افسرده ، مجرم وتبهکارانجام داده اشاره نمود.
اودرتحقيقات خوداهميت اعتقادات ديني رادرزندگي انسان وکاهش مشکلات رواني بيان مي دارد. مي توان بيان کرد که امام جمعه نيز درخطبه هاي خودبه مشکلات رواني جامعه اشاره مي نمايدوراه کاهش اين مشکلات راتوجه به معنويات وارتباط باخداخصوصاًخواندن نماز ودعا مي داند. امروزه اکثرروان شناسان درجهت کاهش فشارهاي رواني وحفظ سلامت رواني ودرمان بيماري هاي رواني توجه زيادي به دين واعتقادات مذهبي افرادنموده اند.
زيرا آنهامعتقدندکه درايمان به خدانيروي خارق العاده وجودداردکه يک نوع قدرت معنوي به انسان متدين مي بخشد ودرتحمل سختي هاي زندگي اوراکمک مي کند وازنگراني واضطرابهايي که بسياري ازمردم قرن،درمعرض ابتلاي به آن هستنددورمي سازد.
تعريف بهداشت رواني
منظورازبهداشت رواني عبارت ازرشته اي تخصصي ازبهداشت عمومي است که درزمينه کاستن بيماري هاي رواني دريک اجتماع فعاليت مي نمايد وبررسي انواع مختلف اختلالات رواني وعوامل موثري که دربروزآنهانقش دارند،درقلمروي کاراين علم مي باشد .
شناخت طرز ايجاد اختلالات رواني قدم اول برنامه ريزي براي اقدامات پيشگيري به حساب مي آيد .
پس از شناخت علت هاي بوجود آورنده اختلالات رواني ،وظيفه دست اندرکاران اين رشته ،مطالعه راههاي ازبين بردن علتهاي مزبوروياغلبه برآنها مي باشد. (کتاب اصول بهداشت رواني ،دکترحسني ،سيدابوالقاسم ،ص13)
تاريخچه بهداشت رواني
ازسال 1885درآمريکادرمانگاه بيماران سرپايي وکلينيک هاي روانشناسي براي بيماران گشايش يافت مطالعه زيادي درباره مسائل جسمي ورواني کودکان عقب افتاده به عمل آمدوبالاخره روان پزشکان کم کم به موضوع پيشگيري بيماري هاي رواني معتقد شدند.
دراينجاشايسته است ازکليفردوبيرزکه نهضت بهداشت رواني وپيشگيري بيماري هاي رواني رابنيان گذاشت نام برده شود. وي مدت پنج سال به نام بيماررواني دربيمارستان هاي رواني آمريکابستري بود وپس ازآن کتاب معروف خودرابه نام روحي که خودراباز يافت منتشر کرد .
بيرزدرسال 1907باروانپزشک معروف وموسس مکتب پسيکوبيولوژي آدلف ميرراجع به تاسيس انجمني که بتوان به کمک آن مردم را بابيماري هاي رواني آشناساخت صحبت کردوبه پيشنهاداواين انجمن راانجمن بهداشت رواني ناميد وبه اين ترتيب درسال 1908 بيرزموفق شد، موسسه بهداشت رواني راپايه گذاري کند.
نهضت مزبور،فوق العاده موردتوجه اطباوافرادتحصيل کرده قرارگرفت به طوري که دراندک مدتي درتمام ممالک متحده گسترش ودرسال 1930اولين کنگره ملي بهداشت رواني باحضورنمايندگان 50کشوردرواشنگتن تشکيل شد.
جنگ جهاني دوم تشکيل کنگره هاي بهداشت رواني رابه تعويق انداخت تااين که سومين کنگره بهداشت رواني درسال 1948 درلندن تشکيل شد. درآنجابودکه فدراسيون جهاني بهداشت رواني پايه گذاري شد ودرهمان سال بيرزبه سمت مشاوررسمي سازمان بهداشت جهاني (يونسکو)درآمد. درسال 1963مرکزبهداشت رواني درآمريکاهمزمان باپيامي که رئيس جمهورآمريکاازکنگره آن کشورفرستادرشدوتوسعه يافت .(حاجي آقاجاني ،سعيد ،کتاب بهداشت روان ،ص44-ص43)
نشانه هاي سلامت روان درقرآن
قرآن فردي راسالم وسليم النفس مي داندکه باتکيه برفطرت توحيدي ازايمان درقلب برخورداربوده ودررفتارباايجادتعادل ميان قواي متضاددروني ونيزتقابلات بيروني ودروني برخاسته ازغرايزومحيط، بهترين شيوه رادردستيابي به خوشبختي وقرب الي الله برگزيند.
ازنظرقرآن کساني که درعقيده کفرودرعمل نفاق رابرگزيند ازسلامت رواني برخوردارنبوده ودچاربيماري رواني هستند. (بقره آيه 10)
لذاسلامت روان ، تنهاسلامت دررفتارنيست،بلکه يکي ازنشانه هاي سلامت رواني سلامت رفتاري است .
بنابراين کساني که ازتوحيد وايمان درستي برخوردارنيستند،همانندکافران ومنافقان وحتي مومنان ضعيف الايمان ،ازرنجوري روان برخوردارندکه اين رنجوري خودرادرمظاهربيروني ورفتاري وواکنش هاي عملي به خوبي نشان مي دهند.
وجوداضطراب ،ترس ،نگراني،وسوسه وافسردگي همه نشانه اي ازروان رنجوري فرد دارد. اين نشانه هاخودرادردوصورت فردي واجتماعي بازتاب مي دهند.
برخي ازنشانه هاي سلامت رواني ازمنظرقرآن عبارتنداز:
الف) آرامش روحي :
آرامش زماني درانسان پديدمي آيدکه به واجب ديني ،نفسي واجتماعي خودعمل کرده باشد .درصورتي که انسان هريک ازاين مواردراناديده گيرددچاربيماري هاي روحي گشته وروان رنجور مي گردد. اعراض ازيادخدا ودستورهاي اوياعدم ايمان به خدامي تواندفردرادچاربيماري نمايد وسلامت رواني اورادرمعرض خطرقراردهد. چنان که يادخداموجب آرامش دلهاوآرامش روحي مي گردد. (رعد ،آيه 28)وهمراهي وپذيرش ولايت اوترس ،خوف،غم واندوه راازدلها مي زدايد. (يونس ،آيات 64-62) وبه آينده اميد وارمي سازد .
وقتي انسان همواره ازآينده مبهم ونامعلومي دررنج باشد آسايش وآرامش کنوني براوسخت ودشوارمي گردد وازوي سلب مي شود درحالي که ايمان به آينده اورااميدواروتوانايي بهره گيري ازلذت هاي حال رادراوافزايش مي دهد. (فصلت ،آيه 30)
ب) خودکفايي واستقلال درفعاليت هاوبهره گيري ازنتايج :
يکي ديگرازنشانه هاي اثباتي سلامت روح وروان آدمي ، خودکفايي واستقلال درکارهاوبهره گيري ازنتايج درست آن است ، به اين معناکه برپايه آنچه توانايي هاي فردوامکانات ومهارت هايش اجازه مي دهد،درکارخويش استقلال راحفظ نمايد . ازراه کارواستقلال درعمل فرد مي تواند به اهداف حياتي خويش دست يابد .(يس ،آيه 35)
ج) خشنودي از خود وديگران :
يکي ديگر ازنشانه هاي سلامت روان آن است که انسان از خود،استعداد،امکانات وتوانايي هاي خدادادش خرسند وخشنود باشد وشکروسپاس آن رابه جاي آورد. سپاس وخرسندي از اين نعمت ها بهره گيري درست وکامل از آنها است کسي که ازخود ونعمت هايش خرسندوخشنود نباشدهمواره درآرزو چيزي خواهد بودکه گاه برون ازتوان اوست ،ازاين رو دچارحسد،افسردگي ومانندآن مي گردد.
کسي که ازخودونعمت هاي خودخشنودوخرسنداست نه تنهاسپاس گزارآن مي شود بلکه اعتمادوعزت نفس دراوافزايش مي يابد که اين مسايل موجب آرامش وي مي شود ،اعتمادوعزت نفس موجب اين مي شود که همکاري وتعامل باديگران نيزدراوشدت يافته وازديگران بيش ازآنچه هستندمتوقع نباشند.
د)توانايي برکنترل نفس
کسي که ازتعادل رواني وسلامت روحي برخورداراست ،مي تواندبرکشش هاوگرايش هاي شهواني کنترل داشته باشدوآنهارادرجهت اهداف عالي خود بکارگيرد .
نه تنهاغرايزخويش راسرکوب نمي کندبلکه باکنترل وهدايت آنهابه بهترين شيوه آن قواوغرايزرابه خدمت خود درمي آوردوغرايزنفساني رانعمت هايي دنيايي براي تکامل ورشدخود مي يابد.(آل عمران ،آيه 14)
ه)توانايي برپذيرش مسئوليت:
توانايي براي پذيرش مسئوليت هايکي ازمهمترين نشانه هاي سلامت رواني فردازديدگاه قرآن است . (حجر ،آيات 93-92 ،نحل ،آيه93) پس هرفردي که مسئوليت انديشه ،عقيده ،رفتاروگفتارش رابپذيرد،داراي سلامت رفتاراست.
و)توانايي برفداکاري وايثار:
ازآنجايي که انسان متعادل درايمان وعمل ازسلامت رواني برخورداراست وبه اصول توحيد درهمه اموراعتقادداردوبه آن پايبندمي باشد،درمقام عمل نيزاين توان وقدرت راداردامي باشدتابابذل وبخشش به ديگران کمک نمايدونيزازجان ومال خودبراي تکامل فردي واجتماعي جامعه ايماني اش بکوشد ودراين راه جان فشاني نمايد.(توبه ،آيه 111 ،وصف ،آيه 10)
ز)توانايي برايجادارتباط درست باديگران :
کسي که ازسلامت روان برخورداراست به راحتي وآساني مي تواندباديگران ارتباط برقرارنمايدودررفع نيازهاي خودوديگران باآنان همکاري کند.(مائده ،آيه 2 ،حجرات ،آيه 10) زيرا انسان همواره نيازمندبه ديگران است که اين ارتباط وتعامل وهمکاري بايدبرپايه دوستي واعتمادمتقابل باشد.
چ)گزينش اهداف واقعي :
يکي ازشرايط سلامت رواني آن است که فردبتواند هدف واقعي وحقيقي راتشخيص داده وانتخاب نمايد ودرانتخاب هدف دچارگمراهي نگردد ،ازاين روهدف هاي زودگذررااصل قرارمي دهد «انماالحيوةالدنيالعب ولهو»(محمد ،آيه 36)
موضع قرآن نسبت به مقوله بهداشت رواني
حتي يک نگاه اجمالي وسطحي به آيات قرآن نشان مي دهد که سلامت رواني انسان يک موضوع بسياراساسي درسراسراين کتاب الهي است، اما براي اثبات اينکه هدف گيري اصلي قرآن ،بهداشت رواني است لازم است به نکات زير توجه شود :
1)شرط رستگاري اخروي بهداشت رواني است :
يوم لاينفع مال ولابنون الامن اتي الله بقلب سليم (شعراء ،آيه 89)،روزجزاآنروزي است که مال وفرزندان سودي نمي بخشدوتنهاآن کس که باسلامت رواني به نزدخداآمده باشد اين امر به حال اوفايده خواهد داشت .
يا ايتهاالنفس المطمئنه ارجعي الي ربک راضية مرضية فادخلي في عبادي وادخلي جنتي (فجر ،آيات 30-27) ، اي روان آرام به سوي پروردگارخودبازگرددرحالي که راضي هستي وازتورضايت وجودداردوبه جمع بندگان خاص من وبه بهشت من داخل شو.
قدافلح من زکي هاوقدخاب من دسي ها (شمس ،آيات 10-9) ،هرکس که جان خودراازانحراف پيراست رستگارشدوهرکس که آن رابيالودزيانکارشد.
قرآن فلسفه ايمان وهدف آن را(رشدعاطفي وعقلاني ) معرفي مي کند وخلاف آن راقرين عقب افتادگي عاطفي وعقلاني مي داند :
فليستجيبوالي وليومنوابي لعلهم يرشدون (بقره ،آيه 186)،بندگان بايد مرااجابت کنند وبه من ايمان بياورند تارشديابند.
ومن يرغب عن ملةابراهيم الامن سفه نفسه (بقره ،آيه 130) ، چه کسي از آيين ابراهيم روي گردان مي شود جز آن که جان خود رابه ورطه بي خردي انداخته باشد .
سرشت انسان الهي است ، لذابه پرستش خداوندنيازداردواين نيازدرطول زمان تغيير نمي کند ، ناديده گرفتن نيازهاي سرشتي نيز به سلامت رواني آسيب مي زند. ازاين روفلسفه پرستش خداپاسخ به يک نياز سرشتي وحفظ وارتقاء بهداشت رواني است :
فاقم وجهک للدين حنيفافطرةالله التي فطرالناس عليهالاتبديل لخلق الله (روم ،آيه 30)، پيوسته روبه سوي دين پاک خداوندداشته باش که انسانها رابرآن سرشته است وخلقت خدامبدل نخواهدشد.
حتي دستوراتي مانند بخشش به ديگران نيزداراي فلسفه بهداشت رواني است :
الذين ينفقون اموالهم ابتغاء مرضات الله وتثبيتاً من انفسهم (بقره ،آيه 256)، آنان که اموال خودرابراي خشنودي خداوندوثبات رواني خويش انفاق مي کنند .
از آنجا که انسان وحيات اويکي ازمحورهاي اساسي بحث درقرآن کريم است ، لذانمي تواندنسبت به روانشناسي وبهداشت رواني انسان فاقد موضع باشد . درواقع قرآن رابايدکاتالوگ انسان دانست که ازسوي خالق انسان فراهم شده است .
به زبان علوم بهداشتي ، اين کتاب يک راهنماي اسلوب زندگي براي دستيابي به سلامتي به طوراعم وسلامت رواني به طور اخص مي باشد :
لقد انزلنااليکم کتاباً فيه ذکرکم افلا تعقلون (انبياء ،آيه 10)، به واقع کتابي رابه سوي شما فروفرستاديم که يادشمادرآن است آياتعقل نمي کنيد؟
علم به کليه حقايق درنزد خداست واگر مبحث بهداشت رواني شاخه اي ازعلوم ومعارف است ، لاجرم به طوراکمل وبه نحوصحيح درنزد خداموجوداست :
قل انما العلم عندالله وانما انانذيرمبين (ملک ،آيه 26)، بگوحقيقت آن است که تمامي دانش درنزدخداست ومن ترساننده اي هستم وبس .
نماز وبهداشت رواني
يکي ديگر ازعوامل مذهبي وديني دربهداشت روان نمازونيايش به درگاه الهي است . نمازشکل سازمان يافته روزانه توجه به خداست که همراه باآداب وشرايط خاص اجرامي شود . بانماز انسان همواره به يادخداونداست ودرهمه کارها به اوتوکل مي کند .
عبادت خدا،تاثير مثبت بربهداشت رواني مي گذارد چراکه فردي که عبادت مي کند درزمان مواجه بامشکلات ومسائل زندگي ازبهترين ياريگر يعني خداوند بزرگ کمک مي طلبد.(مهديان ،نقش عبادت در بهداشت روان ،ص1)
ازپروازگاه روح هاي عاشق ونردبان معراج انسان است .
آنکه نمازبرپامي کندپيوندخويش باپروردگاررااستحکام مي بخشدودرنتيجه درحادثه ها نمي لغزد ودروسوسه هاوکوششهاي شيطاني راه راگم نمي کند . بانماز خواندن ودرخواست صراط مستقيم به افعال واعمال انسان نشاط وشادابي تزريق مي شود .(بيان معمار ،سيداحمد ،نقش دين ومراسم،عبادات ومکان هاي ديني دربهداشت روان ،ص226)
نمازکه درقرآن بيش از90بارباواژه هاي گوناگون به کاررفته است دردين ارزش خاصي دارد . نمازداروي نسيان ،وسيله ذکرخدا ،اهرم استعانت درغم هاومشکلات ،وسيله سنجش مردم ،اساس دين ،برترين فرياد آزادي انسان ازسلطه قدرتمندان وکوبنده شيطان است .
به طورکلي وبنابرآيه قرآن ،نماز درس نظم وانضباط است وانسان را اززشتي ها وگناهان باز مي دارد . (عنکبوت ،آيه45)
در اديان توحيدي وکتب مقدس نيز برنقش نمازدربهداشت روان تاکيد شده است .به عنوان نمونه گفته شده که پيامبر به هنگام فرارسيدن اوقات نماز مي فرمودند«اي بلال مارابانمازبه آرامش وادار»ودرحديث نيز آمده است که هرگاه امري بررسول خدا(ص)سخت مي آمدبه نماز مي ايستادونيز رسول اکرم (ص)فرمودند: روشنايي چشم من درنماز است .
حالت تمدداعصاب وآرامش رواني ناشي از نماز ، انسان راازاضطرابي که بيماران رواني همواره ازآن رنج مي برند، مي رهاند . (بوترابي ،خديجه ،وجوه مشترک بهداشت رواني دراديان توحيدي وکتب مقدس ،ص208)مهمترازهمه اينکه درقرآن آمده است «واستعينوابالصبروالصلاة.......»(بقره ،آيه45)
دراديان مسيحيت ،يهودوزرتشت نيزبرنقش نمازدربهداشت روان تاکيدشده است. (بوترابي ،ص 211-208)
نمازوايمان به خدانتايج شناختي مهمي درروان انسان دارد بدين صورت که :
الف )خداراسرپرست ومولاي خودمي بيند(آل عمران ،آيه 68 ،حج ،آيه 78)
ب)نداشتن ترس ازغيراو(احزاب ،آيه 39)
ج)درک نيازمندي مطلق خود(فاطر ،آيه 15)
د)عدم افسوس گذشته ونگراني خطرآينده (حديد ،آيه 23)
ه)قدرت تشخيص صحيح (انعام ،آيه 122)
بنابراين بايدگفته شودداشتن ايمان ويقين به عنوان ارزشهاي والاي زندگي ويکپارچگي شخصيت ،مقدمه جهت گيري ديني نسبت به بهداشت رواني انسان است که همانامهمترين هدف خلقت انسان است واين هدف اساسي بنابرآيه قرآن ،عبادت ونمازدردرگاه الهي است .(ذاريات ،آيه 56)
دعاونقش آن دربهداشت روان
يکي ديگرازارکان دين دربهبودي بهداشت روان دعاوذکرمي باشد. فطرت انسان به گونه اي است که هنگام مشکلات وسختي هادرجستجوي راه حلي مي باشدومي داندکه اين راه حل به دست خداست ونيزمي داندهرامرمشکلي هرچندبزرگ باشدوهرچندانسان رابه نااميدي فراخواند،راه حلي به دست خدادارد.(مدرسي ،سيدمحمدتقي ،دعامعراج مومنين وراه زندگي)
به همين جهت اگرتجلي وعامل اصلي بيماري هاي رواني رااختلالات رفتاري وبيماري هاي روحي بدانيم . اولين گام درتخفيف اين بيماري وانتقال موضوعات ومسائل درون به سطح آگاه انسان ،ذکرخداودعامي باشد. ذکرالله به طورخاص يعني باخبرساختن ،خيرگرفتن وتوبه کردن ارادي وممتعدانه ذهن هوشياروخودآگاه ازآن چيزي است که ناخودآگاه آدمي وجوددارد. قرآن کريم غفلت يابي توجهي به ناخداگاه معنوي ياروحي وفراموش کردن خدارا(فراموشي خود)يا(فراموشي نفس)مي داند.(نباشيدمانندکساني که خدارافراموش کردندسپس نفس هايشان رافراموش کردند .حشر ،آيه 19)
يکي ازراههاي ذکرالله ،دعاکردن است . افرادآگاه وهوشيارمي دانندکه بايادخدا،توکل براوودعاکردن احساس بهتري داشته وموفق ترخواهندبود.
يادخداي متعال هيچ وقت ازدل آدمي بيرون نمي رودواگرانسان دعامي کند،ذات وفطرت اوست که وادارش مي کنددرتمامي شرايط اورابخواندوازاوطلب ياري کند .
دعاوذکرخدافرمول خاص خودرادارد. 1- دعاکنيد 2- تجسم کنيد 3- واقعيت ببخشيد «يعني درذهنتان واقع شدن آن رامجسم کنيد» (نيک سيرت ،صالح ،دعاونقش آن دربهداشت روان)
دعااهداف وحکمت هايي معين داردکه اگرانسان آنهارابداندگنجي رايافته است ،گنجي که درمان مشکلات پيچيده اوست وراه حلي است براي دشواري هايي که به اوروي مي آورند ودرماني براي دردها وآلودگي هاي دل اوست. اين گنج نايافته دردعاوذکرخداهمان پاکسازي نفس انسان است که باعث شادابي زندگي انسان مي شود .
بنابراين هردعايي درمان واقعيتي دروني وضعفي پاگرفته درنفس بشراست ،وقتي دردعاتدبرمي کنيم بايد بکوشيم تاهدفهاي خاص هربخش وهرکلمه ازدعاراکشف کنيم .
رابطه انتظاروبهداشت روان
انتظارسهم چشم هايي است که روبه آفتاب زيسته اند،دستاني که شبانگاهان دروسعت نيايش به جانب آسمان ريشه دوانيده،دلهايي که چون کبوتران خونين بال دربي نهايتي سرخ ، جاودانه تپيده اند وگامهايي که چون جنون گردباد،واژگون رقصيده اندتاتنهايي خاک راباآسمان درميان نهاده باشند . منتظران ،عاشقاني دلسوخته اند که لب به زمزمه ترکرده اندودردل شوروشوق واميد پرورانده اندوپاي افرازي ازصبروشکيب ستانده اند،تاخستگي راه مجالشان ندهدکه به (ماندن )بينديشند. چراکه بايد (رفت )تابه (راه نهايي ) پيوست.
بنابراين رابطه مهدويت بابهداشت روان ،مبتني برارتباط دين وباورهاي ديني بابهداشت روان است . باورهاي ديني ازراههاي تغذيه روحي ،تفسيرمعناي زندگي ،ايجادحس انسجام ،تخليه هيجاني و... زمينه هاي آرامش وبهداشت رواني رافراهم مي کند.
اعتقادبه مهدويت وانتظاراساس واصل اعتقادي شيعيان است ومنتظردراين راه ناخودآگاه وبي اختياربامحورهاي مهدويت مانند اميد، اشتياق ،آمادگي ،صبروغيره سروکاردارد. نقش موثرانتظاربربهداشت روان ،ازجمله ضوابط تشخيص افسردگي است .
وجودافسردگي خلقي درتمام روزوبيشتراوقات ،مشکلات تمرکزذهني ياتصميم گيري ،احساس نااميدي ، کاهش مشخص رغبت يالذت درتمام ياتقريباً همه فعاليت هاازآن جمله اند.
بديهي است اين علائم درتقابل جدي يااميدواري وداشتن اهداف روشن ،بينش مثبت وتفکردرجهت برنامه ريزي است .
به عبارت ديگرانتظاريک شيوه پيش گيرانه براي بيماري هاي حادرواني مثل افسردگي است وازاين جهت ، مي تواندزمينه سازبهداشت روان باشد. افزون براين ،مروري برروانشناختي موفقيت معلوم مي سازد که ازمهمترين ارکان آن ،داشتن بينش مثبت ،اهداف بلندومتعالي ونيزبرنامه اي براي رسيدن به آنهااست.
مهمترازاينها،تصحيح وتنظيم فکروباورهابراي رسيدن به اهداف وآرزوهاي موردنظراست . به عبارتي درزندگي براي مواجه شدن بامسائل ومشکلات ورسيدن به موفقيت،به اسباب طبيعي وشرايط رواني خاص نيازمنديم که بتوانيم بامسائل بهترروبروشويم که معمولاًاين شرايط خاص بااولياي الهي فراهم مي گردد .
توسل وتوکل باعث تقويت اراده وعدم تاثيرعوامل مخل رواني مي شود . بنابراين انتظاردرابعادعاطفي آن يعني اشتياق ،محبت ،شورطلب وچشم به راه بودن که همگي مستلزم بودن نوعي توسل ورابطه قلبي باحضرت است که بويژه بربهداشت روان به معناي پيشگيري اوليه وممانعت ازبيماري هاوارتقاي توانمندي درمقابله بااسترس هاواضطرابها نقش موثري دارد.
به همين ترتيب انتظاردرمحورهاي اوليه آن يعني اميد (شناختي )آمادگي ( رفتاري ) واشتياق (عاطفي ) بربهداشت روان دردوسطح پيشگيري اوليه وارتقاي توانمندي هاموثربوده که اين امر هم درافرادوهم درجامعه اسلامي مشهود است .
نتيجه گيري
از آيات ،روايات ومطالب بيان شده دراين تحقيق مي توان اينطورنتيجه گرفت.
به اندازه اي که به سلامت جسم اهميت ميدهيم ،بيش ازآن بايدبه سلامت روح وروان اهميت دهيم .
جسم وجان بهم پيوسته است ودريکديگرموثرند،آن که دردروحي داردبه طبع اين درددرجسمش اثرخواهدگذاشت . بعضي ازدانشمندان بروزبسياري ازامراض راناشي ازعلت روحي مي دانندکه اين مسئله به تجربه ثابت شده است .
همان طورکه آيات وروايات مي گوينددرزندگي صابر،ثابت قدم ،باحوصله وباحلم باشيد ودرهيچ برنامه اي بردباري راازدست ندهيد،نگذاريداندوه وغم وتندخويي برشماحاکم شود.
درمجالس لهولهب وشهوت برانگيزواردنشويد ،ازمعاشرت بامردمي که شمارابه به گناه آلوده مي کنند، به پرهيزيد. ازخداغافل نمانيد،قرآنوروايات وسرگذشت انبياءوامامان وچهره هاي پاک تاريخ رازياد مطالعه کنيد.
اتصال روح راباحضرت دوست حفظ کنيدوازيادخداغافل نمانيدکه غفلت ازيادخداموجب پريشاني واضطراب روح ودل است واين اضطراب پايه بسياري ازامراض است.
مردان حق هميشه از سلامت روح وجان برخوردارندوازپرتوسلامت روح به توانايي جسمي رسيده اندوازبرکت اين دوسلامت،درتمام شئون حيات به بهترين صورت به بندگي حضرت حق مشغول بوده ووجودشان، براي شمع هدايت وچراغ راه بود.
ارائه پيشنهادات
هستي زيباست همراه باتقارن ، تناسب وهندسه شکفت وچشم نوازي که تامل وتفکردرآن، روح وجان رابه شکوفايي وبالندگي مي برد .
جوان نيز زيباست . عواطف جوشان ،آرمان جويي ،شور،نشاط وزيبايي خواهي فضاي زندگي جوان راپرکرده است . ارکان دين وقرآن هم زيباست ،فرصت زيباشدن روح ،پيوندباهمه زيبايي ،همه خوبي براي رسيدن به کرانه هاي کمال وجمال .
روح عريان قرآن وادعيه هاکه تماشاگه همه رمزورازهاوزيبايي هاست ،هنوزدرمعرض ديدجوان قرارنگرفته است ،روش هاي جذب وزيبادراين گرايش وکشش بکارگرفته نشده وآنانکه مناديان وناشران فرهنگ اسلامي هستند،آيافکرنمي کنندکه اين هديه زيباباخشونت ،بي مهري ،سردي ورفتاري غيرزيبانمي توان عرضه کرد وبه تاثيروتحولي عميق دل بست ؟
ازآنجايي که خانواده اولين نهادي است که نوجوان درآن پرورش مي يابدودرگرايش نوجوانان وجوانان به پايبندي به ارکان دين وقرآن نقش اساسي ومحوري دارد ، ايجاد روحيه مذهبي مناسب درخانواده شروع مي شودومي تواند نقش مهمي درانتقال فرهنگ اسلامي ازخود بروز دهد.
آنچه درگرايش جوانان به اين موضوع اهميت دارد،رسوخ روح معنوي آن به اعماق دل اوست ونه تحميل شکل وقالب او. اينجاست که خانواده بايد تلاش کند که آموخته هاي مذهبي کودکان باتجارب واحساسات خوش آيندي شکل گيرد.
سعه صدر،ابرازاحساس خرسندي وروحيه رضايتمندي ،گرايش به اين احساسات مذهبي رابراي نوجوانان گوارامي سازد.
براين اساس زيباترين وخوشايند ترين حالات واوقات نوجوانان درخانواده زماني است که پدرو مادرآماده اقامه نمازياخواندن قرآن وادعيه مي شوند. مشاهده رفتارآنهاانگيزه قوي درجهت پايبندي نوجوانان به ارکان دين وقرآن مي باشد.
درنهايت به عنوان نمونه مي توان توصيه کرد که اگرافرادخانواده درهرموقعيت که نداي پرطنين ودلنشين اذان رامي شنوند ،ازهرکاري که دارنددست کشيده وبيش ازهرچيز ديگربه اقامه نمازاهميت دهندکه اين عمل درتلقي وگرايش نوجوان به اين فريضه الهي تاثيرمضاعف داشته وباعث ايجادرواني سالم درنوجوان مي گردد.
منابع وماخذ
1- قرآن کريم
2-بوترابي ،خديجه ،وجوه مشترک بهداشت رواني دراديان توحيدي وکتب مقدس
3-بيان معمار ،سيداحمد،نقش دين ومراسم ،عبادات ومکان هاي ديني دربهداشت روان
4-حاج آقاجاني ،سعيد،بهداشت روان
5- حسني ،سيدابوالقاسم اصول بهداشت رواني
6- مدرسي ،سيدمحمدتقي ،دعامعراج مومنين وراه زندگي
7- مهديان ،نقش عبادت دربهداشت روان
8- نيک سيرت ،صالح ،دعاونقش آن دربهداشت روان
تقدير و تشکر: برخودمان واجب مي دانيم که تقدير و تشکر کنيم از استاد گرامي جناب آقاي سيد سعيد حسيني که باراهنمايي هاي ارزنده ي خود مارا در امر تهيه ي اين مقاله ياري کردند.
-