صنعت گردشگری علاوه بر رونق اقتصادی وایجاد اشتغال، باعث تبادل فرهنگی نیز می شود .بررسی وضعیت گردشگری در جهان وایران نشان میدهد که علیرغم وجود جاذبه های گردشگری همچون آثار باستانی ، دیدنیهای طبیعی منحصر به فرد و ... ،هنوز نتوانسته ایم آنچنان که باید و شاید از این موهبت الهی استفاده کنیم.
در حالیکه بعضی از کشورهایی که حتی از غنای فرهنگی وسابقه تمدن بسیار پایین از ما قرار دارند ، سالیانه مبالغ هنگفتی از این طریق کسب درآمد می کنند . حتی در هر سال ما شاهد هستیم که تعداد زیادی از ایرانیان نیز تحت تاثیر تبلیغات جنجالی ،ایران را به قصد بازدید از آن کشورها ترک می کنند . البته جهانگردی خوب است به شرطی که ابتدائا موفق به بازدید از جاذبه های گردشگری ایران شده باشیم . آنچه مسلم است ، اکثر ایرانیان به دلایل مختلف که "عدم معرفی صحیح جاذبه های گردشگری داخل کشور است، ایران را نمی شناسند .
البته در چند سال گذشته ، میزان سفرهای تابستانی افزایش یافته است ولی باز هم مقصد این سفرها نیز نقاط خاص ومعروف کشور است ، در صورتی که اگر امکاناتی برای معرفی جاذبه های گردشگری بین راهی وجودداشته باشد ، مردم از دیدنیهای واقع در شهرهای بین راه نیز بازدید خواهند کرد . از سوی دیگر ، مردم نیز بجای آنکه رنج سفرهای خسته کننده مسیرهای هزار کیلومتری وبالاتر را به جان بخرند ، میتوانند به صورتی برنامه ریزی نمایند که ساعاتی را در شهرهای بین راهی بگذرانند وهم بر اطلاعات خود بیفزایند وهم اینکه پس از مدتی استراحت ، با آرامش وامنیت کافی ، ادامه مسیر دهند. اما جایگاه گناباد در صنعت گردشگری ایران چیست ؟
هر سال آمارهای جالبی از طریق بعضی از مسئولان گناباد رسانه ای میشود مثلا " هزاران نفر از جاذبه های گردشگری گناباد بازدید کردند" ویا "کاخک سالیانه پذیرای بیش از یک میلیون گردشگر است !" واقعا اگر اینگونه باشد ، جای بسی افتخار است و تا امروز ، باید شاهد تحول همه جانبه در گناباد باشیم . ولی واقعیت چیز دیگری است . اولا ما نیاز داریم که تعریف درستی از گردشگر داشته باشیم . آیا ورود چند خودرو به یک منطقه وحتی اطراق چند دقیقه ای آنها را میتوان گردشگری نامید ؟
کسانیکه از نمک سفره تا آب خوردنشان را همراه آورده اند ، چه تاثیری بر اقتصاد ما خواهندداشت جز مشتی زباله وآسیب به مزارع ، مراتع وباغات مردم؟روستاهای براکوه وحتی خود کاخک بیشتر به منزله پارکهایی هستند که زائرین ومسافرین چند ساعتی در آنجا به استراحت می پردازند . واقعا تعریف گردشگری این است؟ باید زیر ساختهایی را آماده کرد که یک زائر یا مسافر مشتاق باشد بیش از یک شبانه روز در منطقه اسکان یابد .
قنات قصبه یکی از جاذبه های مهم گردشگری است که اگر در هر شهر یا نقطه دیگری بود ، نهایت بهره برداری میشد . مقبره جغتین گیسور، قلعه دختر شوراب،قلعه عمرانی ، ارگ فرود، قبر پیران ویسه، آسیابهای کاخک وسنو، قلعه دفاعی کاخک ، مسجد جامع کاخک وگناباد ودهها اثر تاریخی دیگر وآب وهوای متنوع منطقه و... از جمله جاذبه های توریستی شهرستان است که تا کنون بکر ودست نخورده مانده است .
آنها که هیچ ندارند ،کویر وکویر پیمایی ! وآسمان پر ستاره وحیات وحش کویررا معرفی می کنند! ما در این زمینه چه کرده ایم. اگر دیگران این امکانات را داشتند ، موزه ای در محل رزمگاه ایران وتوران دردشت زیبد می ساختند و چنان هیاهویی راه می انداختند که توجه جهانیان راجلب کند ولی ما از اجرای طرح قنات پیمایی قصبه وکاریز یایین کاخک عاجز مانده ایم .و لی آیا اندیشیده اید که اگر امروز 20 توریست خارجی وارد گناباد شوند،برای پر کردن وقتشان چه خواهیم کرد ؟
در کجا به آنها اسکان خواهیم داد وکدام برنامه ی بومی رابرایشان اجرا می کنیم و غیر از سفال و زعفرانی که فقط نامشان برای ما مانده است ، کدام صنایع دستی را به معرض فروش خواهیم گذاشت . هنوز هم جای این سئوال بزرگ باقی است که اقدامات زیر بنایی در این حوزه چه بوده است ؟!!!




